محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
260
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
چند در اطفاء آن حرارت و انتفاى آن مرارت كوشيدند فايده نداد و آخر كار بمقابله و مقاتله كشيده « 1 » از طرفين بصف آرائى مشغول گرديد . دو لشكر نگويم دو كوه شكوه * بكين پافشرده « 2 » دو البرز كوه و بعد از تسويهء صفوف ، دليران از طرفين مركب بعزم شور و شين از جاى برانگيختند و بطعن رماح و ضرب سيوف ، خون بسيارى از مبارزان ميدان دلاورى و دلاوران مضمار بهادرى را به خاك هلاك آميختند . درين اثنا ، نايرهء حميّت و عصّبيت خان هرات زبانه بر اوج سماوات كشيده سلطان على خليفه را در پاى علم باز داشته شاهزادهء ستاره حشم را به او سپرد و مانند شير خشمناك شمشير اجل تأثير از قراب شتاب برآورده بر آن گروه كوه شكوه حمله برد و بهر حمله دليرى و بهر زخم شيرى از پشت زين بر روى زمين انداخت . و سمند كوه پيكر بطريق باد صرصر بهر طرف مىتاخت و آن جمع را كه ثرياوار مجتمع بودند همچون بنات نعش « 3 » متفرّق ساخت « 4 » و مرشد قليخان شكست يافته درهء كوهى را پناه ساخته در فكر آن بود كه عنان هزيمت بجانب مشهد مقدّس منعطف سازد كه لطيفهاى از غيب روى نمود كه در مخيلهء او حصور نبود « 5 » . بيان اين مجمل آنكه در آنوقت كه عليقليخان بولايت قاين رفته ، سلطان على خليفه را مصادره نموده باستشفاع مرشد قليخان ، قشون و لشكر و ولايتش به او باز داد خليفه ذخيره ازو در خاطر گرفته [ 144 ] پيوسته نقش انتقام بر لوح ضمير مىنگاشت و درين مقام بود كه بهر طريق كه باشد رقم آن كلفت از صفحهء خاطر خود سترده دل ازو فارغ گرداند . درين حالت كه عليقليخان در بحر هيجا مستغرق گرديده از تيب و پاى علم « 6 » بسيار دور افتاد ، سلطان على خليفه صورت عداوت خان هرات را پيش نظر انتقام
--> ( 1 ) - م : كوشيده . ( 2 ) - م : پافشر . ( 3 ) - م : نبات النعش . ( 4 ) - م : ميساخت ( 5 ) - م : خطور آن نبود . ( 6 ) - م : از پاى علم